درسنامه آموزشی مطالعات فرهنگی کلاس دوازدهم انسانی
فصل دوم- درس 2: ارتباطات فرهنگی
چرا ارتباطات فرهنگی میان جوامع مهم است؟
تعدادی از دوستانتان را درنظر بگیرید؛ این افراد از چه گروههای سنی هستند و چه ویژگیهای فرهنگی دارند؟
باورها، اخلاق و رفتار دوستانه هریک از شما، چه تأثیر فرهنگی بر دیگران میگذارد؟
اگر روزی، به هر دلیل، با دوستان صمیمی و اقوام نزدیک خود، قطع رابطه کنید، چه تأثیرات فرهنگی خواهد داشت؟
ارتباط، یک کنش اجتماعی است که ما را به گروهها و شبکههای اجتماعی پیوند میدهد. ارتباطات از خانواده آغاز میشود و به گروه دوستان میرسد و روزبهروز گسترش مییابد و امروزه با استفاده از رسانههای جمعی، به کل جامعه و سراسر جهان تسری مییابد. نحوه تکوین هویت ما، به میزان و چگونگی برقراری ارتباطات ما و ساختن شبکههای ارتباطی وابسته است. هرچه ارتباط ما با دیگران، آگاهانهتر، دقیقتر، صمیمیتر و صادقانهتر باشد، موفقیت ما فزونتر و پایدارتر خواهد بود.
یادگیری و شکلگیری آگاهی و شخصیت انسان، دراجتماع و از طریق ارتباط با «دیگران» انجام میشود. «دیگران»، شامل پدر و مادر، اعضای خانواده، دوستان، اهالی محله و سایر جوامع است. هرچه دامنه «دیگران» گستردهتر و متنوعتر و در چارچوب مبانی و اصول باشد، رشد شخصیت و تعالی فرهنگ، فزونتر خواهد بود.
انسان سالم، انسانی است که توانایی برقراری ارتباط سالم با «دیگران» را دارد. انسانهای منزوی و فاقد روابط اجتماعی، از آرامش و آسایش لازم در زندگی فردی و اجتماعی برخوردار نیستند و در معرض انواع بیماریها و آسیبهای روانی و اجتماعی قرار دارند.
جهانهای اجتماعی و پیشرفت جوامع هم از این قاعده تبعیت میکنند. جوامع موفق، جوامعی هستند که با رعایت مبانی و اصول فرهنگی خویش، توانایی برقراری ارتباط با «دیگران» را دارند. ارتباط اجتماعی، عامل و زمینهساز شکلگیری فرهنگ است. تعالی و تکامل فرهنگ، به ارتباطات اجتماعی و فرهنگی وابسته است.
ارتباطات فرهنگی چگونه انجام میشود؟
ارتباطات فرهنگی بین افراد و جهانهای فرهنگی از دیرباز به صورتها و روشهای مختلف انجام میشده است. در گذشته، چادرنشینان کوچرو، فروشندگان دورهگرد، مبلغان مذهبی، جنگجویان فاتح، بازرگانان و تاجران، گردشگران و... همه و همه، فرهنگ و آداب و رسوم خویش را به «دیگران» عرضه میکردند و متقابلاً فرهنگ «دیگران» را به جامعه خویش انتقال میدادند. اما امروزه، با پیشرفت و گسترش رسانهها و فناوریها و سهولت ارتباطات و انتقال پیام، و نیز آسان شدن رفتوآمدها بین افراد و ملتها، فرهنگهای مختلف به یکدیگر نزدیکتر شده و دادوستدها و «روابط فرهنگی»، گسترش و عمق بیشتری پیدا کرده است.
در سازمانها، نهادها و مؤسسات (اعم ازمؤسسات آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و...) افراد با فرهنگهای مختلف در کنار هم کار و زندگی میکنند و به مبادلهٔ فرهنگ میپردازند.
برخلاف گذشته، انسانهای امروزی، کمتر به زمین و محل سکونت خود وابستهاند و به راحتی تغییر مکان میدهند. جابهجایی جمعیت و مهاجرت درسطوح مختلف، زمینهساز انتقال فرهنگ و مبادلات فرهنگی است. مهاجرت از روستاها به شهرها، از شهرهای کوچک به کلان شهرها، از یک کشور به سایرکشورها و گسترش گردشگری از پدیدههای فرهنگی و اجتماعی است که در عصر جدید و زندگی مدرن، افزایش یافته است و پیامدهای فرهنگی خاص خود را به همراه آورده است.
بررسی کنید (صفحهٔ 48 کتاب درسی)
پدیدهٔ «کار فصلی» و مهاجرت از روستا به شهر را از منظر فرهنگی بررسی کرده و آثار مثبت و منفی آن را تجزیه و تحلیل کنید.
انواع ارتباطات فرهنگی
در دنیای امروز شکل ارتباطات فرهنگی میان جوامع چگونه است؟ آیا تمام روابط به صورت برابر و آزادانه برقرار میشود و یا در برخی موارد، به شکلی نابرابر و با هدف سلطهگری و حذف فرهنگهای بومی و ملی کشورها انجام میشود؟
از دیرزمان، اقوام و ملتها به روشهای گوناگون، گاه مثبت و سازنده و گاه منفی و مخرب، باهم دادوستد داشتهاند. انواع تعاملات و ارتباطات فرهنگی را میتوان در سه گروه به شرح زیر طبقهبندی کرد:
الف) اشاعه فرهنگی
اشاعه فرهنگی به معنای سرایت عناصر فرهنگ یک جامعه به جامعه دیگر به صورت طبیعی و در گذر زمان است. فرهنگ و عناصر و مؤلفههای فرهنگی، قابلیت انتخاب و الگوپذیری دارند. آداب و رسوم، سنتها، روشها، قصههای عامیانه، ابزار، محصولات و کالاها ممکن است توسط افراد یک جامعه، به صورت طبیعی به سایر جوامع سرایت کرده و در آن شیوع پیدا کند.
اشاعه فرهنگی، همواره تحتتأثیر دو عامل «تمایل» و «ارتباط» بوده است: برقراری ارتباط با «دیگران» و علاقه به پذیرش عناصر فرهنگی آنان باعث اشاعه فرهنگی و «وام گرفتن» عناصر فرهنگی از سایر فرهنگها میشود. زمانیکه دو خرده فرهنگ، و یا دو قوم و یا دو گروه با باورها و اعتقادات مختلف، در کنار هم زیست میکنند، عناصری از فرهنگ «دیگری» را، که با بنیانهای فرهنگی و علائق خود سازگار میبینند، به صورت طبیعی، در فرهنگ «خودی» پذیرفته و اشاعه میدهند؛ برای مثال: وجود واژگانی چون شیمی، الکل، جبر و الگوریتم (که اَشکال فرنگی شده اصطلاحات سیمیا، الکحول، الجبرا و الخوریزم یا الگوریتم هستند) در مجموعه اصطلاحات علوم طبیعی، از نشانههای اشاعه فرهنگ مسلمانان در اروپاست که به صورت طبیعی به آنجا منتقل شده است.
در اشاعه، قوت و جذابیت یک فرهنگ یا مؤلفه فرهنگی، سبب میشود که دیگران با آزادی و انتخاب خود، به سوی آن فرهنگ یا مؤلفه برتر گرایش پیدا کنند و آن را بپذیرند. در نتیجه در اشاعه فرهنگی، پذیرش، یکسویه بوده و به صورت آزادانه اتفاق میافتد.
بررسی و گفتگو کنید (صفحهٔ 49 کتاب درسی)
گسترش «حجاب و پوشش اسلامی» در کشورهای اروپایی چرا اتفاق میافتد؟
علت استقبال زنان و دانشجویان غربی از این نوع پوشش چیست؟ چرا برخی از حکومتها و دولتهای اروپایی از ورود دانشجویان محجبه به دانشگاهها جلوگیری میکنند؟
ب) تبادل فرهنگی
زمانی که دو گروه یا دو قوم با هم ارتباط برقرار میکنند، به صورت آزادانه و در یک فرایند عادی، از اندیشه، فکر و رفتار یکدیگر اثر میپذیرند و جهان فرهنگی آنها نیز بر یکدیگر اثر میگذارد. بدین ترتیب در این ارتباط آزاد و دوسویه، عناصری از یک فرهنگ، بدون هیچ اجبار و الزامی به فرهنگ دیگر منتقل میشود. اگر این تأثیرات در یک فرایند دوسویه انجام شود و فرهنگها، با شناسایی عناصر مثبت و منفی فرهنگ مقابل، عناصر مطلوب خود را اخذ و وارد فرهنگ خویش کنند، تبادل فرهنگی اتفاق میافتد. در تبادل فرهنگی، نابرابری اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین دو گروه و بین دو فرهنگ تأثیری در پذیرش ندارد و معمولاً باورهای اساسی، اعتقادات و ارزشهای فرهنگی حفظ میشوند و فرهنگ محسوس و نمادها و هنجارها، در چارچوب همین عقاید و باورها، مبادله شده و باعث رشد فرهنگی میشوند.
تبادل فرهنگی، امری مثبت است و باعث پالایش و زایش فرهنگی و ادامه حیات فرهنگ میشود و از رکود و فرهنگی جلوگیری میکند. جهانهای فرهنگی که توانایی برقراری ارتباط با «دیگران» را ندارند، رویش فرهنگی نخواهند داشت و زوال و نابودی فرهنگی، آنان را تهدید خواهد کرد. بهویژه در عصر حاضر که «عصر ارتباطات و اطلاعات» است، تعاملات و تبادلات فرهنگی، بیش ازپیش، ضروری است و تمام جوامع باید بتوانند از یافتههای بشری که متعلق به «همگان» است، بهرهمند شوند.
بررسی و گفتگو کنید (صفحهٔ 50 کتاب درسی)
محل زندگی شما، مهاجرپذیر است یا مهاجرفرست؟ در محل سکونت شما چه اقوامی زندگی میکنند و چه خرده فرهنگهایی دارند؟ مهاجران و اقوام مختلف چه عناصری را اشاعه میدهند؟ تبادل فرهنگی بین آنها چگونه اتفاق میافتد؟
اسلام، شرح صدر و ظرفیت وسیعی برای قبول و اقتباس فرهنگهای بشری و هضم آنها در خود دارد و کوششهای فرهنگی را رسالتی انسانی و یکی از واجبات زندگی شناخته است.
در دوره تمدن اسلامی، که علم و دانش و فرهنگ در کشورهای اسلامی در اوج شکوفایی خود بود، دانشجویان اروپایی به این کشورها سفر میکردند تا از حکمت، فلسفه و دانش کشورهای مسلمان بهره ببرند. بدین ترتیب، علوم طبیعی و اجتماعی ازجهان اسلام به اروپا انتقال یافت. بعد از شکلگیری دوره جدید در غرب و قدرت یافتن فرهنگ اروپایی، جریان مبادله فرهنگی برعکس شد و این بار دانشجویان کشورهای اسلامی، برای فراگیری علوم، توسط دولتهای کشورهای اسلامی به اروپا اعزام شدند تا از یافتههای علمی و فرهنگی اروپاییان بهره بگیرند.
تجزیه و تحلیل کنید (صفحهٔ 50 کتاب درسی)
حدیث پیامبراکرم (ص) در زمینه علمآموزی از دیگران را که فرمودند: «اُطْلُبُ العِلمْ وَلَو بِالصّینِ»، از منظر تبادل فرهنگی تجزیه و تحلیل کنید.
پ) سلطه فرهنگی
سلطه فرهنگی عبارت است از: «هجوم و سرایت یکجانبه عناصر و پدیدههای فرهنگی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر». گروه سلطهگر، با استفاده از توانمندیها و برتریهای خود و با تکیه بر ظرفیت رسانهها و فناوریهای پیشرفته و استفاده از قدرت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی خویش، درصدد است باورها و ارزشهای خود را در بین فرهنگ دیگران رواج دهد و آنان را به پذیرش فرهنگ خود، متقاعد یا وادار سازد و در نهایت، هویت فرهنگی گروه مقابل خود را تضعیف، تحریف و نابود کند.
سلطهگران فرهنگی، برای گسترش نفوذ فرهنگ خویش، از «هجوم فرهنگی» استفاده میکنند. هجوم فرهنگی عبارت است از: «تلاش برنامهریزی شده و سازمانیافته یک گروه یا یک جهان فرهنگی برای تحمیل باورها، ارزشها، هنجارها و نمادهای خویش بر سایر گروهها و جهانهای فرهنگی».
مهاجم فرهنگی، درصدد سلطه فرهنگی است. سلطه فرهنگی از انواع دیگر سلطهها، یعنی سلطه نظامی، سیاسی، اقتصادی، پیچیدهتر و خطرناکتر است؛ زیرا هویت یک ملت را نشانه میگیرد. او با زیباآرایی و جذابسازی فرهنگ خویش، سعی بر جلب نظر و اندیشهٔ نیروهای رقیب مینماید تا آنان، با اختیار و انتخاب خود و یا با اجبار و اکراه، فرهنگ محسوس و غیرمحسوس سلطهگر را بپذیرند؛ برای مثال کشورهای اروپایی و آمریکایی، در ارتباطات خود با دیگران، کمتر تلاش کردهاند تا با برنامهریزی و به صورت هدفمند، به ترویج ویژگیهای مثبت فرهنگ خود مانند روحیه «وقتشناسی»، «وجدان کاری» یا «کنجکاوی علمی» دربین اقوام دیگر بپردازند، متقابلاً، دربین اقوام دیگر بپردازند، متقابلاً، درصدد هستند با ابزارها و رسانه های خود، به ترویج «لاابالی فرهنگی» بپردازند. نمونه این سلطهگری را در مواجهه با کشور خودمان شاهد هستیم که از تولید دانش بومی در زمینه فناوریهای هستهای و زیست فناوری، و حتی انتقال دانش و فناوری دیگران به ایران جلوگیری میکنند تا انحصار و سلطه علمی خود را حفظ نمایند. پس ازفروپاشی شوروی و شکست نظام کمونیسم در برابر نظام سرمایهداری و لیبرالیسم، باور به صحت و اعتبار اندیشه مدرنیسم، دربین برخی از نظریهپردازان این مکتب و سیاستمداران آن تقویت شد. در نتیجه، آنان از هر فرصت و ابزاری برای گسترش و حاکمیت اندیشه «لیبرال دمکراسی» در جهان استفاده کرده و میکنند.

مجموعه اقداماتی که موجب ایجاد و تقویت رابطهٔ سلطه بین «سلطهگر» و «سلطهپذیر» میشود، «امپریالیسم» نامیده میشود. امپریالیسم، اشکال مختلفی دارد و به شیوههای گوناگون، برای تأمین و حفظ منافع سلطهگران، عملیاتی میشود؛ مانند امپریالیسم سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی. امروزه، «امپریالیسم فرهنگی» درصدد سلطه انحصاری فرهنگی، علمی، آموزشی و ... بر سایر کشورهاست تا از این ظرفیت برای سلطه سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی خود استفاده کند و با تأمین منافع خویش، «استعمار نو و فرانو» را در سرزمین «سلطهگر» حاکم سازد. ترویج و گسترش مفاهیم «حقوق بشر»، «حقوق زنان» و نظایر آن، بر اساس بنیان های فکری و نظری غرب در جهان، و اجبار سایر کشورها به پذیرش این مفاهیم و تعاریف، نمونههایی از امپریالیسم فرهنگی است.

بیندیشید (صفحهٔ 52 کتاب درسی)
با توجه به راهبرد اسلام هراسی و ایران هراسی، که توسط امپریالیسم فرهنگی علیه کشور ما بهکار گرفته شده است، برای خنثیسازی آن و اثربخش کردن ارتباطات و تعاملات فرهنگی، چه تدابیری باید اندیشیده شود و از کدام ویژگیهای فرهنگی ایران و کدام روشها میتوان استفاده کرد؟
بخوانید و پاسخ دهید (صفحهٔ 52 کتاب درسی)
نظام سلطه در گذشته، از «قدرت سخت» برای گسترش نفوذ و کسب منافع خود استفاده میکرده است. اما در قرن اخیر از راهبرد «قدرت نرم» بهره میگیرد. قدرت نرم عبارت است از توانایی شکلدهی به باورها، گرایشها و ترجیحات دیگران. قدرت نرم از نوع اقناع و قدرت سخت از مقوله وادار و اجبارکردن است. قدرت نرم، به آن دسته از قابلیتها و تواناییهای یک جامعه گفته میشود که با ترویج ارزشهای خود و القای غیرمستقیم آن، ارزشهای جوامع دیگر را در راستای منافع خود تغییر میدهد. «قدرت یک رابطه روانی است بین کسانی که آنرا بهکار میبرند و آنهایی که در معرض آن قرار میگیرند».
اسناد لانه جاسوسی که مجموعه مکاتبات محرمانۀ میان سفارت آمریکا در ایران و دولت آمریکاست، به خوبی نشان میدهد که غرب و به خصوص آمریکا، از قدرت نرم برای سلطه فرهنگی بر ایران استفاده کرده است. در سندی که در سال 1356 از سوی سفارت آمریکا در تهران، خطاب به آژانس اطلاعات ایالات متحده ارسال شده است، نمونههایی از این نوع اعمال سلطه به خوبی مشهود است:
«در سطوح برگزیدگان سیاسی ارتباطات بین ایران و آمریکا تسهیل شده است، بدین معنی که اینگونه ایرانیان از میان گروه کشورهای خاورمیانه به استثنای احتمالاً اسرائیل و لبنان، از لحاظ آشنایی با زبان بیشترین مهارت را دارند، سفرهای دور و درازی کردهاند، دارای تحصیلات عالی هستند. (بیشتر در ایالات متحده) علاوه بر این منابع اطلاعاتی درباره ایالات متحده به سهولت از طریق رسانههای گروهی محلی و سایر وسایل در دسترس میباشند و هیچکدام آنها به طور سیستماتیک ایالات متحده آمریکا را آنطوری که نیست جلوه نمیدهند یا تحقیر نمیکنند. رادیوی زبان انگلیسی و کانالهای تلویزیون به طور عمده وسایلی برای اطلاعات مربوط به آمریکاست و به وسیله ایرانیان علاقهمند تهیه و سرپرستی میشود که قابلیت تحمل و مدارای واردات فرهنگی آنها نسبتاً بالا است. تماسهای روبهرو با آمریکاییان صاحب نظر و وارد در زمینههای مربوط به هدفهای مأموریتی نه تنها امکانپذیر است، بلکه تحت سرپرستی حکومت ایالات متحده یا دیگران به کرات صورت میگیرد. با توجه به اینکه 60 هزار ایرانی در همه سطوح در ایالات متحده تحصیل میکنند و کادر حرفهای اینجا با ایالات متحده و طرق آن آشناست، در پایان هر سال تحصیلی به نحو تصاعدی افزایش مییابد. ارتباطات از طریق ازدواج رو به افزایش است. حدود 50 پیوند دانشگاهی بین ایران و ایالات متحده وجود دارد. حدود 250 مربی آمریکایی در دانشگاههای مهم ایران (که هفت نفر از آنها از بورس تحصیلی فولبرایت استفاده کردهاند) و دهها نفر بیشتر از آنان در نهادهای مختلف آموزشی تدریس میکنند. یک جامعه بازرگانی آمریکایی مقیم ایران که از لحاظ تعداد بزرگ و از لحاظ حرفه متنوع است، نیز در ایران فعالیت دارد»
(اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج 1، ص 707، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)
1- آمریکایی ها علاوه بر سلطه بر رژیم پهلوی، به دنبال سلطه فرهنگی بر مردم ایران بودند چرا؟
2- با بررسی سند بالا نشان دهید که آمریکاییها برای اعِمال سلطه فرهنگی، از چه شیوههایی استفاده میکردند؟
بررسی و تحقیق کنید (صفحهٔ 53 کتاب درسی)
1- دو نمونه از هجوم فرهنگی نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی ایران در دهههای گذشته را بررسی و تجزیه و تحلیل کنید. با توجه به سطوح و لایههای فرهنگ، این هجوم بیشتر معطوف به کدام لایه است؟ چرا؟
2- به چند گروه تقسیم شوید و هر گروه باا نتخاب یکی از موضوعات زیر، در مورد تهاجم فرهنگی کشورهای سلطهگر علیه کشورهای اسلامی، تحقیق کند. سپس نتایج را در کلاس ارائه کنید.
(انتشار کتاب آیات شیطانی اثر سلمان رشدی، جنگ نرم از طریق بازیهای رایانهای، ترویج عروسک باربی، تبلیغات ماهواره در مورد ترویج الگوهای خانواده و تشکیل خانوادههای باز به سبک غربی، مکدونالدی شدن رستورانها و فروشگاههای توزیع غذا، تولید فیلمهای هالیوودی و جذب استعدادهای برتر).
دیپلماسی فرهنگی
اگر کشوری بخواهد با سایر کشورها ارتباط مفید و اثربخش داشته باشد چه باید بکند؟ از چه روشها و امکاناتی میتواند استفاده کند؟

به اعتقاد صاحبنظران حوزه فرهنگ، دیپلماسی فرهنگی عبارتاست از: مبادله ایدهها، اطلاعات، هنر، نحوه زندگی، نظا م ارزشی و سنتها و اعتقادات، به منظور دستیابی به مفاهیم مشترک و تقویت تفاهم متقابل میان ملتها و کشورها.
دیپلماسی فرهنگی، به عنوان ابزار سیاست خارجی، روش مؤثری است که دولتها، با مشارکت مردم خود، آن را برای عرضه فرهنگ خویش به سایر ملتها و کشورها بهکار میگیرند و در میان انواع دیپلماسیهای نوین، (دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسانهای، دیپلماسی آموزشی، دیپلماسی اقتصادی و...) از اهمیت و جایگاه ویژه برخوردار است و از آن به عنوان «قدرت نرم» در سیاست خارجی یاد میکنند. با توجه به پدیده جهان یشدن و ضرورت ارتباط جهانهای فرهنگی با یکدیگر، دولتها برای مدیریت تعامل با سایر کشورها، از «دیپلماسی فرهنگی» استفاده میکنند.
دولتها در دیپلماسی فرهنگی، به منظور تأمین منافع ملی و با استفاده از ابزارهای فرهنگی و با بهرهمندی از ظرفیت بخش غیردولتی، به معرفی و انتقال فرهنگ و تمدن سرزمین خود به مردم سایر کشورها میپردازند. این امر موجب گسترش ارتباطات میان مردم کشورهای مختلف میشود و زمینه برقراری روابط مستحکم و دوستانه میان آنها را فراهم میآورد.
دیپلماسی فرهنگی، برخلاف دیپلماسی سیاسی، الزاماً متکی و وابسته به دولتها نیست و توسط دولتها انجام نمیشود، بلکه بیشتر، ملتها با استفاده از ابزارها و روشهایی مانند مؤسسات و تشکلهای غیردولتی و نهادهای مدنی، میراث فرهنگی، جشنوارههای بینالمللی ورزشی، فرهنگی، هنری و... به ارتباطات فرهنگی باهم میپردازند. در تحقق دیپلماسی فرهنگی، دولتها بیشتر نقش هدایت کننده و حامی را ایفا میکنند و از مزایای آن برای تأمین منافع ملی بهره میبرند.

نظام سلطه، با طراحی و اجرای «پروژه جهانی سازی»، درصدد است تا فرهنگ و اندیشه خود را بر جهان حاکم درصدد است تا فرهنگ و اندیشه خود را بر جهان حاکم کند، بنابراین، اساس دیپلماسی فرهنگی و گسترش آن در عصر جدید، بر نفی جهانی سازی و حاکمیت فرهنگ نظام سلطه برجهان استوار است و با به رسمیت شناختن و احترام به فرهنگهای دیگر، زمینه تعاملات و تبادلات فرهنگی را بین کشورها و ملتها فراهم میآورد.
بخوانید و پاسخ دهید (صفحهٔ 55 کتاب درسی)
پروژه جهانیسازی که هم اکنون دولت آمریکا داعیهدار آن است با تسلط بر فرهنگ و همچنین دیپلماسی فرهنگی کشورها تحقق مییابد و سالهاست که آمریکا این رویه را نه برای پیشرفت کشورها بلکه برای تأمین منافع خود پیش گرفته و اجرا میکند. اسناد سفارت آمریکا در دوران پهلوی ضمن اشاره به قرابت با ایران و مدرنیزه کردن آن برای تأمین منافع خود بیان میکنند:
«منافع آمریکا در این است که روابط نزدیکی با ایران داشته باشد و عناصر علاقهمند به مدرنیزه کردن را تشویق کند. مادامی که شاه بر ایران تسلط کامل دارد ما باید روابطمان را با دیگر گروههای جامعه ایران حفظ کنیم، تا کسانی را که بعد از شاه ممکن است به قدرت برسند شناسایی کنیم. درجه نفوذ آمریکا در زمینه تحصیلات در دولت جدید ایران به این وسیله مشخص میشود، که 60 درصد کابینه در حال حاضر قسمتی یا تمام تحصیلاتشان را در آمریکا گذراندهاند».
(اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج 1، ص 267، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)
بر اساس سند بالا روشن کنید چرا آمریکاییها در دیپلماسی فرهنگیشان، تمایل دارند با گروههای علاقهمند به مدرنیزه کردن (غربی کردن) ایران، ارتباط برقرار کنند؟
بیندیشید (صفحهٔ 55 کتاب درسی)
کدامیک از محصولات و مؤلفههای فرهنگی استان شما، قابلیت انتشار در سایر کشورها را دارد و چگونه میتوان از ظرفیت آنها برای حفظ و ارتقای منافع ملی استفاده کرد؟
